الملا فتح الله الكاشاني
45
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آن حال زمين را بيان مىكند بعد از نزول مطر بر آن بقوله * ( وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ ) * و زمين پاك و پاكيزه كه شايسته و صالح زراعت باشد * ( يَخْرُجُ نَباتُه ) * بيرون آيد رستنى او * ( بِإِذْنِ رَبِّه ) * بفرمان خدا و مشيت او و تيسير او و ببلد طيب تعبير فرموده از كثرت نبات و حسن او و غزارة نفع آن زيرا كه ايقاع او فرمود در مقابل قوله * ( وَالَّذِي خَبُثَ ) * و آن زمين كه ناپاك است و شوره ناك * ( لا يَخْرُجُ ) * بيرون نمىآيد گياه او * ( إِلَّا نَكِداً ) * مگر در حالتى كه اندك است و هيچ نفعى در آن نيست ذكر باذن ربه در مقام ( خروجا حسنا ناميا زاكيا من غير كد و لا عناء ) بجهة آنست كه آن ادلست بر عظمة و نفوذ اراده بدون تعب و نصب اين بر حالست و در كلام مضاف محذوفست و تقدير اينست كه ( و البلد الذى خبث لا يخرج نباته الا نكدا ) پس حذف مضاف شده و مضاف اليه در مقام او واقع شده و مرفوع و مستتر گشته از ابن عباس و مجاهد و حسن مرويست كه اينمثلى است كه حقتعالى ايجاد و ايراد فرموده در باب مؤمن و كافر چه تشبيه فرموده دل مؤمن را بر زمين پاكيزه و دل كافر را بر زمين شوره پس هر گاه باران مواعظه از سحاب رب الارباب بر دل مومن بارد انواع طاعات و عبادات بر جوارح او ظاهر گردد و چون كافر استماع آن كند زمين دلش تخم نصيحت قبول نكند و از او صفتى كه به كار آيد بظهور نيايد و در مجمع آورده كه اگر ارادهء او سبحانه ميبود كه نبات حسن از ارض نكد بيرون آيد نه از ارض طيب البته وقوع مىيافت الا آنست كه عادة اللَّه جارى شده باخراج آن از ارض طيب تا باعث انسان باشند بر طلب خير از مظان او و دلالت كند بر وجوب اجتهاد در طاعات * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه بيان كرديم اين مثل را * ( نُصَرِّفُ الآياتِ ) * ميگردانيم آيتها را و وضع مىكنيم صرف امثال را در فنون احوال * ( لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ ) * براى گروهى كه شكر نعمت فهم و ادراك بجا مىآورند و در اين مثلها تفكر نموده بهرهء اعتبار بر ميدارند مرويست كه روزى ابو محمد حسن بن على بن ابى طالب عليه السّلام نزد معاويه عليه الهاويه رفت و معاويه به قصد الزام آن حضرت گفت كه اى حسن حق تعالى فرموده كه و لا رطب و لا يابس الا فى كتاب مبين يعنى هيچ ترى و خشكى نيست مگر كه در قرآن مندرجست لحيهء من و ترا در قرآن كجا ذكر فرموده و محاسن آن حضرت بسيار انبوه و بانضارت بود و طراوت و معاويه كوسج بود آن حضرت در جواب معاويه فرمود كه حق سبحانه محاسن مرا و تو را در اين آيه ذكر فرموده كه * ( وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُه بِإِذْنِ رَبِّه وَالَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً ) * معاويه بعد از استماع